پروندهی ویژه · آنچه واقعاً گفته شد
دعایی کنار دیوار
چهار روز در آوریل ۲۰۲۳، وارثِ دودمان پهلوی در اسرائیل گام زد — و رودررو، پیش چشم دوربینها، چیزهایی گفت که هیچ نقلقولِ ساختگی نمیتوانست بهترشان کند. این، همان سند است؛ بیکموکاست.
۱۶ تا ۱۹ آوریل ۲۰۲۳ · اورشلیم و تلآویو

این صفحه یک زیارتگاه نیست؛ یک سند است. هر آنچه در ادامه میخوانید بهراستی گفته شده، بهراستی رخ داده و به رسانهای که آن را گزارش کرده پیوند دارد — روایتِ واقعی از هر ساختهای نیرومندتر است، پس اینجا، بی هیچ آرایهای، همان سند را میآوریم.
صحنهی یک
پیش از هواپیما
شانزدهم آوریل ۲۰۲۳، هواپیمای او در فرودگاه بنگوریون بر زمین نشست؛ نخستین سفرِ وارثِ دودمان پهلوی به اسرائیل. اما پیش از آنکه سوار هواپیما شود، قابِ سفر را نوشته بود: پیوندِ مردم ایران و یهودیان کهن است و به کوروش بزرگ و استرِ ملکه بازمیگردد، و ایرانیان، همچون فرزندانِ کوروش، حکومتی میخواهند که آن میراث را گرامی بدارد.
و در همان بیانیه جملهای گفت که سه سال پیش از رسیدنِ این نام به تیترِ خبرها، آینده را نامید: ایرانِ دموکراتیک در پیِ از سرگیریِ روابط با اسرائیل و همسایگانِ عرب خواهد بود. لحظهی فرود نیز، دو جملهی دیگر در پی داشت.
مردم ایران و یهودیان پیوندهایی کهن دارند که به کوروش بزرگ و استرِ ملکه بازمیگردد. مردم ایران، همچون فرزندانِ کوروش، آرزو دارند حکومتی داشته باشند که میراثِ او را در پاسداشتِ حقوق بشر و احترام به گوناگونیِ دینی و فرهنگی گرامی بدارد.
متنِ اصلی — انگلیسی
The Iranian and Jewish people have ancient bonds dating back to Cyrus the Great and Queen Esther. As the children of Cyrus, the Iranian people aspire to have a government that honors his legacy of upholding human rights and respecting religious and cultural diversity.
ایرانِ دموکراتیک در پیِ از سرگیریِ روابط با اسرائیل و همسایگانِ عربمان خواهد بود — شاید همچون بخشی از پیمانِ کوروشی در آینده.
متنِ اصلی — انگلیسی
A democratic Iran will seek to re-establish ties with Israel and our Arab neighbors — perhaps as part of a future Cyrus Accords.
از فرزندانِ کوروش به فرزندانِ اسرائیل: این آینده را با هم، در دوستی، خواهیم ساخت.
متنِ اصلی — انگلیسی
From the children of Cyrus, to the children of Israel, we will build this future together, in friendship.
صحنهی دو
در یادواشم
از باندِ فرودگاه یکراست به یادواشم رفت — در «یوم هَشوآ»، روزِ یادبودِ هولوکاست در اسرائیل. برای سرودِ ملی به احترام ایستاد و با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، و همسرش سارا دیدار کرد. معنای این همزمانی از او پنهان نبود.
یک روز بعد، حکومتی را که بر کشورِ خودِ او فرمان میراند به نام خواند و محکوم کرد — نه به زبانِ دیپلماسی، که به زبانِ داوریِ اخلاقی. آنگاه که آژیرِ یادبود به صدا درآمد، دو دقیقه در سکوت، در میان غریبهها، ایستاد.
بودن در اینجا در «یوم هَشوآ»، روزِ یادبودِ هولوکاستِ اسرائیل، برای من معنایی ویژه دارد.
متنِ اصلی — انگلیسی
It is especially meaningful for me to be here on Yom HaShoah, Israel's Holocaust Remembrance Day.
هرگز نباید درسهای هولوکاست را از یاد ببریم. یهودیستیزی پلید است؛ این تنها مسئلهای یهودی نیست، مسئلهی همهی بشریت است. من در کنارِ هممیهنانم، نفرتِ نسلکشانهی جمهوری اسلامی از یهودیان و انکارِ هولوکاست را محکوم میکنم.
متنِ اصلی — انگلیسی
We must never forget the lessons of the Holocaust. Anti-Semitism is evil. It's not just a Jewish problem. It's a problem for all humanity. Together with my Iranian compatriots, I condemn the Islamic Republic's genocidal Jew-hatred and Holocaust denial.
صحنهی سه
کنار دیوار
سهشنبه به دیوار غربی آمد. ربّای دیوار غربی و اماکنِ مقدس، شموئل رابینوویتس، و مدیرِ بنیادِ میراثِ دیوار غربی، مردخای (سولی) الیاو، به پیشوازش رفتند؛ ربّای رابینوویتس با او مزامیر خواند و با هم برای صلح میان اسرائیل، ایران و ملتهای عرب دعا کردند.
دست بر سنگها کشید. فرمانِ کوروش را بازخواند — همان واژهها در عزرا ۱:۲، که به آنها پادشاهی پارسی روزگاری یهودیان را برای بازسازی به خانه بازگردانده بود. آنگاه بلند دعا کرد و در دفترِ یادبود تنها یک جمله نوشت.

با احترامی ژرف از دیوار غربیِ آن معبد دیدن میکنم و برای روزی دعا میکنم که مردمانِ نیکِ ایران و اسرائیل بتوانند دوستیِ تاریخیمان را از نو زنده کنند.
متنِ اصلی — انگلیسی
It is with profound awe that I visit the Western Wall of that Temple and pray for the day when the good people of Iran and Israel can renew our historic friendship.
دو هزار و پانصد سال پیش، کوروش بزرگ یهودیان را از اسارت آزاد کرد و در بازسازیِ معبدشان در اورشلیم یاریشان رساند.
متنِ اصلی — انگلیسی
2,500 years ago, Cyrus the Great liberated the Jewish people from captivity and helped them rebuild their Temple in Jerusalem.
برای صلح، آزادی، آرامش، برای کرامتِ انسانی و باهمزیستن. به مردمِ ایران و اسرائیل درود میفرستم.
متنِ اصلی — انگلیسی
For peace, freedom, serenity, for human dignity and living together. I salute the people of Iran and Israel.
صحنهی چهار
رودررو با دو ملت
روزِ پایانی، در نشستی خبری در تلآویو، همزمان با هر دو ملت سخن گفت. وقتی پرسیدند آیا ایرانیان بهراستی برای رابطه با اسرائیل آمادهاند، بی هیچ درنگی پاسخ داد و همان مرزی را کشید که حکومت میکوشد محوش کند — مرزِ میانِ یک ملت و دولتی که ادعا میکند به نامِ آن سخن میگوید.
و آنچه را در میان بود آشکارا نامید. نه نجات؛ مشارکت. نه دِینی که یکسویه ادا شود؛ آیندهای که با هم ساخته میشود.
همان لحظه که کشورمان آزاد شود، همهی دشمنیها پایان میگیرد.
متنِ اصلی — انگلیسی
The minute our country is free, all the hostilities will cease.
ما تروریست نیستیم؛ رژیم است که هست. ما دوستِ هر ملتی هستیم که به حاکمیتِ ما احترام بگذارد.
متنِ اصلی — انگلیسی
We are not terrorists. The regime is. We are friends of any nation that respects our sovereignty.
ایرانی دیگر را تصور کنید که زیرِ سلطهی یک دیکتاتوریِ دینی نیست — اینکه ایرانی سکولار و دموکراتیک برای منطقهی ما، برای ثبات، چه معنایی میتواند داشته باشد.
متنِ اصلی — انگلیسی
Imagine a different Iran, not ruled by a religious dictatorship — what a secular, democratic Iran could mean for our region, for stability.
میدانم که ایرانیان و اسرائیلیها میبینند که شریکِ راهبردی بودن، همکاری با یکدیگر و پرداختن به بسیاری از مسائل، برای آیندهمان چه اندازه مهم خواهد بود.
متنِ اصلی — انگلیسی
I know that Iranians and Israelis see how important it will be for our future to be our strategic partners, to work together, to address many issues.
صحنهی پنج
از آن دعا تا امروز
سند را که بازخوانی کنی، یک چیز انکارناپذیر است: این دعا، دعای یک نیازمند نبود؛ دعای یک وارث بود. کوروش نخست یهودیان را آزاد کرد، در ۵۳۸ پیش از میلاد؛ و مردی که کنارِ دیوار ایستاده بود، دایرهای دو هزار و پانصد ساله را میبست — نه اینکه بخواهد نجاتش دهند، که پیشنهاد میداد دِینی را که دوسویه است به سرانجام برساند.
و همان لحن، زیرِ آتش نیز پابرجا ماند. سه سال بعد، در اوجِ جنگ، نخواست ایران را نجات دهند — خواست که ماشینِ سرکوب کوبیده شود اما استخوانبندیِ خودِ کشور بماند: جادهها، آب، برقی که ایرانیان، و نه هیچکسِ دیگر، برای بازسازی به کارش خواهند برد.
زیرساختِ غیرنظامیِ ایران از آنِ مردمِ ایران و از آنِ آیندهی ایرانِ آزاد است.
متنِ اصلی — انگلیسی
Iran's civilian infrastructure belongs to the Iranian people and to the future of a free Iran.
از رئیسجمهور ترامپ و نخستوزیر نتانیاهو میخواهم که رژیم و دستگاهِ سرکوبش را هدف بگیرند، اما زیرساختِ غیرنظامیای را که ایرانیان برای بازسازیِ کشورمان به آن نیاز خواهند داشت، از آسیب مصون بدارند.
متنِ اصلی — انگلیسی
I ask President Trump and Prime Minister Netanyahu to continue targeting the regime and its apparatus of repression, while sparing the civilian infrastructure Iranians will need to rebuild our country.