سالِ ۲۰۱۲ بود؛ روزهایی که نامِ ایران و اسرائیل در تیترها فقط کنارِ واژههای «تهدید» و «جنگ» مینشست. در چنین روزهایی، یک آلبومِ موسیقی کارِ عجیبی کرد: از مرزی گذشت که هیچ دیپلماتی از آن نگذشته بود. صدایی به فارسی، ضبطشده در تلآویو، در نشیمنِ خانههای تهران و شیراز دستبهدست شد. این داستانِ آن صداست — و زنی که آن را خواند.

دختری از تهران
ریتا یهان فروز در ۲۴ مارسِ ۱۹۶۲ در تهران به دنیا آمد. هشتساله بود که در سالِ ۱۹۷۰ خانوادهاش به اسرائیل مهاجرت کرد و در رمات هَشارون ساکن شدند.
مادرش صدای زیبایی داشت و هیچگاه از خواندنِ ترانههای کهنِ فارسی دست نکشید — حتی در خانهی تازه. تکهای از ایران، تاشده در لالاییها، با آنها کوچ کرد.
ترانههای آلبومِ فارسیِ من، موسیقیِ متنِ کودکیام هستند. مادرم صدای زیبایی داشت و همیشه این ترانههای قدیمی را برایم میخواند، حتی وقتی در اسرائیل بودیم؛ برای همین همیشه تکهای از ایران در من بود.
بزرگترین ستارهی اسرائیل
در اسرائیل، ریتا به یکی از محبوبترین خوانندههای تاریخِ این کشور بدل شد؛ آنقدر که مطبوعات او را «مدونای اسرائیل» میخوانند.
در سالِ ۱۹۹۰ نمایندهی اسرائیل در مسابقهی یوروویژنِ زاگرب بود و ترانهی «شارا بارخووت» (آواز در خیابانها) را خواند. آن سال هجدهم شد — نتیجهای آبرومند که بارها اشتباه به یاد میماند: او برنده نشد.
آلبومی به زبانِ کودکی
در سالِ ۲۰۱۲ آلبومِ «شادیهایم» (به عبری: «هَسْماخوت شِلی») را منتشر کرد؛ مجموعهای از ترانههای کلاسیکِ فارسی، از جمله ترانهی عروسیِ «شاهدوماد». این آلبوم ظرفِ سه هفته در اسرائیل طلایی شد.
به هر معیاری، ساختنِ چنین آلبومی برای یکی از بزرگترین ستارههای اسرائیل کارِ نامنتظری بود. حتی دوستانش هشدار دادند که میخواهد «به زبانِ احمدینژاد» بخواند. با اینهمه، خواند.
در این منطقه چیزی بیش از خشونت و بمب و تاریکی هست، و من میخواهم فرهنگِ غنیای را که بخشی از آن هستم، به اشتراک بگذارم.
صدایی که از دیوار گذشت
در ایران، جایی که موسیقیِ پاپِ غربی ممنوع است، آلبوم بهشکلِ زیرزمینی سر برآورد. نسخهها پنهانی در بازارِ سیاه فروخته میشد و دستبهدست میگشت — بینامونشان، بیسروصدا.
سپس پیامها از داخلِ ایران رسیدن گرفت. و حکومت هم متوجه شد: خبرگزاریِ فارس، وابسته به سپاه، موسیقیِ او را «توطئه» و بخشی از «جنگِ نرمِ» اسرائیل خواند. همین ترس، خودْ اعترافی بود — دیوار شکافته شده بود.
دارم عبری و فارسی را چنان در هم میآمیزم — و نشان میدهم که ممکن است.
نامههایی از آنسوی دیوار
پیامها با ایمیل میآمد، و فرستادنشان برای صاحبانشان خطرِ واقعی داشت. دو نمونه که خبرنگاران دیدند:
از شیراز برایتان مینویسم، و فقط میخواستم بگویم که مایهی افتخارِ بزرگی برای ما هستید.
کاملاً عاشقِ صدایتان هستم — نمیدانید فرستادنِ این ایمیل چقدر سخت بود.
پلی که پیش از پیمان ساخته شد
این ترانهها از آنِ ایراناند. «شاهدوماد» و لالاییهای مادرش، میراثی ایرانی است که دختری هشتساله آن را از تهران بیرون برد و پنجاه سال بعد، همچون هدیهای که همهی کشور آن را از آنِ خود شناخت، بازگرداند.
فرهنگ از جایی گذشت که سیاست نتوانست. سالها پیش از آنکه سندی امضا شود، پلی از جنسِ صدا میانِ دو ملت برپا بود. کوروش در سالِ ۵۳۸ پیش از میلاد یهودیان را آزاد کرد؛ این قرض دوسویه است و همیشه در هر دو سو جاری بوده. «پیمان کوروش» این پل را کامل میکند — اما نخستین سنگهایش را خوانندهای سالها پیش گذاشت، به زبانی که کنارِ مادرش آموخته بود.
او گفته است امید دارد «دیوارِ تنش» میانِ دو کشور را سوراخ کند.
من در دلِ فرهنگی شگفتانگیز به دنیا آمدم. بیشترِ جهان نمیدانست که از این فرهنگ چه چیزهای بسیاری برخاسته است.
منبعها
- 1.Jewish Telegraphic Agency (JTA) — «با آلبومِ فارسی، ریتا در ایران هوادار مییابد»، ۸ نوامبرِ ۲۰۱۲.
- 2.CNN — «ریتا: ستارهای اسرائیلی که ترانههای ایرانی میخواند»، ۱۱ سپتامبرِ ۲۰۱۲.
- 3.NPR (The Record) — «از ایران به اسرائیل و بازگشت به ایران: موسیقیِ ریتا به خانه میرسد»، ۱۲ نوامبرِ ۲۰۱۲.
- 4.NoCamels — «ستارهی موسیقیِ اسرائیلیِ ایرانیتبار، آلبومِ تازهاش را به فارسی میخواند»، ژوئیهِ ۲۰۱۲.
- 5.Variety — «ستارهای جهانی که باید بشناسید: ریتا»، ۲۰۱۳.
- 6.Eurovision.tv — «ریتا — اسرائیل — زاگربِ ۱۹۹۰».
- 7.ویکیپدیا — «ریتا (خوانندهی اسرائیلی)».