رؤیا حکاکیان در سالِ ۱۹۶۶ در تهران به دنیا آمد؛ فرزندِ یکی از کهنترین جامعههای ایران — یهودیانِ ایران، که ریشهشان به روزگارِ کوروش میرسد. کودک بود که انقلابِ ۱۹۷۹ شهرش را درنوردید. سالها بعد، در آمریکا، داستانِ آن روزها را نوشت — نه همچون تاریخ، که همچون یک کودکی.

خانهای پر از شعر
به روایتِ ناشرش، حکاکیان در خانهای بزرگ شد که «از زندگیِ فکری میجوشید». دخترِ شاعری سرشناس بود و شبنشینیهای خانوادگی با «شوخیهای نیشدار و شعرخوانیِ فیالبداهه» گرم میشد.
خانوادهی او از جامعهی بسیار کوچکِ یهودیانِ ایران بودند؛ مردمی که بیش از دو هزار سال در این سرزمین زیسته بودند و اکنون از درون میدیدند که مشتِ بنیادگراییِ تازه کمکم بسته میشود.
انقلاب پشتِ در
سالِ ۱۹۷۹، دوازدهساله بود. انقلاب که آمد، جهانِ دختری یهودی در تهران بهسرعت دگرگون شد.
او در خاطراتش آن سالها را با جزئیاتی دقیق و کوبنده ثبت کرد؛ از جمله صلیبِ شکستهای که نزدیکِ خانهشان بر دیوار نقش بسته بود و آن را در یک تصویرِ فراموشنشدنی توصیف کرد.
یک «بهعلاوه»ی ازریختافتاده؛ خزندهای تاریک با چهار چنگالِ گرسنه.
متنِ اصلی (انگلیسی):
A plus sign gone awry, a dark reptile with four hungry claws.
به زبانِ تبعید
حکاکیان در مهِ ۱۹۸۵ با پناهندگیِ سیاسی به آمریکا رفت. در نیویورک روانشناسی خواند و شعر را نزدِ آلن گینزبرگ آموخت.
سالِ ۲۰۰۴ خاطراتش را با نامِ «Journey from the Land of No: A Girlhood Caught in Revolutionary Iran» (نشرِ Crown) منتشر کرد؛ کتابی که با ستایشِ گسترده روبهرو شد. بعدها «Assassins of the Turquoise Palace» (Grove/Atlantic، ۲۰۱۱) را دربارهی ترورِ رهبرانِ کُردِ ایرانیِ در تبعید در رستورانِ میکونوسِ برلین، و «A Beginner's Guide to America» (Knopf، ۲۰۲۱) را نوشت.
خاطراتی بینهایت اثرگذار، بهغایت شیوا و سرشار از شور.
متنِ اصلی (انگلیسی):
An immensely moving, extraordinarily eloquent, and passionate memoir.
کسی که نمیگذارد فراموش شود
حکاکیان از بنیانگذارانِ «مرکزِ اسنادِ حقوق بشرِ ایران» است؛ نهادی که کارش ثبتِ دقیقِ همان چیزی است که جمهوری اسلامی میخواهد پاکش کند.
کارِ زندگیِ او — چه در خاطرهنویسی، چه در روزنامهنگاری — یک کار است: نگذاشتن که حافظه بمیرد.
رشتهی دوهزاروپانصدساله
یهودیانِ ایران پانویسِ تاریخِ ما نیستند؛ بخشی از خودِ ایراناند. کوروش در سالِ ۵۳۸ پیش از میلاد آنان را آزاد کرد — ایران نخستین رهاننده بود.
رؤیا حکاکیان همان رشته را از تهران بیرون برد و تا امروز کشید. «پیمان کوروش» قرضِ دوسویهی دوهزاروپانصدساله را کامل میکند — و صدای دختری مثلِ او یادمان میآورد که این پل، پیش از هر سندی، همیشه از جنسِ آدمها بوده است.